have to / must برای کارهایی که باید انجام دهیم
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| have to /hæv tuː/ |
باید، مجبور بودن | I have to work today. امروز باید کار کنم. |
| must /mʌst/ |
باید (مهم) | You must be careful. باید مراقب باشی. |
| clean /kliːn/ |
تمیز کردن | Clean the table, please. لطفاً میز را تمیز کن. |
| dishes /ˈdɪʃɪz/ |
ظرفها | I wash the dishes after dinner. بعد از شام ظرفها را میشورم. |
| chores /tʃɔːz/ |
کارهای خانه | I do my chores every morning. هر صبح کارهای خانهام را انجام میدهم. |
| tidy /ˈtaɪdi/ |
مرتب، مرتب کردن | Please tidy your desk. لطفاً میزت را مرتب کن. |
| forget /fəˈɡɛt/ |
فراموش کردن | Don't forget your keys. کلیدهایت را فراموش نکن. |
| later /ˈleɪtə/ |
بعداً | I will call you later. بعداً بهت زنگ میزنم. |
have to / must
از «have to» یا «must» برای کاری که لازم است استفاده کن: «I have to study.» / «You must be careful.» منفیِ «don't have to» یعنی لازم نیست (میتوانی انتخاب کنی): «You don't have to come.»
Use "have to" or "must" for something necessary: "I have to study." / "You must be careful." The negative "don't have to" means it is NOT necessary (you can choose): "You don't have to come."
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →