بزرگتر، کوچکتر، بلندتر، مسنتر
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| bigger /ˈbɪɡər/ |
بزرگتر | My house is bigger than yours. خانه من از مال تو بزرگتر است. |
| smaller /ˈsmɔːlər/ |
کوچکتر | A cat is smaller than a dog. گربه از سگ کوچکتر است. |
| taller /ˈtɔːlər/ |
بلندتر، قدبلندتر | He is taller than his brother. او از برادرش قدبلندتر است. |
| older /ˈəʊldər/ |
مسنتر، پیرتر | My sister is older than me. خواهرم از من مسنتر است. |
| cheaper /ˈtʃiːpər/ |
ارزانتر | This bag is cheaper than that one. این کیف از آن یکی ارزانتر است. |
| than /ðæn/ |
از، نسبت به | I am younger than you. من از تو جوانتر هستم. |
| younger /ˈjʌŋɡər/ |
جوانتر | She is younger than her friend. او از دوستش جوانتر است. |
| faster /ˈfɑːstər/ |
سریعتر | A car is faster than a bike. ماشین از دوچرخه سریعتر است. |
Comparative -er + than
برای مقایسه دو چیز، به صفتهای کوتاه «er-» اضافه کنید و بعد از آن «than» بیاورید: tall ← taller than. برای صفتهایی که به y- ختم میشوند، y را به i تبدیل کنید: happy ← happier.
To compare two things, add "-er" to short adjectives and use "than" after: tall → taller than. For adjectives ending in -y, change y to i: happy → happier.
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →