تعریف یک داستان گذشته: اول، بعد، پس از آن، در نهایت
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| first /fɜːst/ |
اول، ابتدا | First, I had breakfast. اول، صبحانه خوردم. |
| then /ðɛn/ |
بعد، سپس | Then I went out. بعد بیرون رفتم. |
| after that /ˈɑːftə ðæt/ |
پس از آن، بعد از آن | After that, we played games. پس از آن، بازی کردیم. |
| finally /ˈfaɪnəli/ |
در نهایت، بالاخره | Finally, I went to bed. در نهایت، خوابیدم. |
| woke up /wəʊk ʌp/ |
بیدار شد (گذشته) | I woke up at seven. من ساعت هفت بیدار شدم. |
| went /wɛnt/ |
رفت (گذشته) | We went to the park. ما به پارک رفتیم. |
| ate /eɪt/ |
خورد (گذشته) | I ate lunch at noon. من ظهر ناهار خوردم. |
| weekend /ˌwiːkˈɛnd/ |
آخر هفته | I had a nice weekend. من یک آخر هفته خوب داشتم. |
Sequencing words for a story
وقتی یک داستان گذشته را تعریف میکنید، از کلمات ترتیب برای نشان دادن توالی استفاده کنید: «First» برای شروع، «then» و «after that» برای میانه، و «finally» برای پایان. فعلها در گذشته ساده هستند.
When you tell a past story, use sequencing words to show the order: "First" for the beginning, "then" and "after that" for the middle, and "finally" for the end. The verbs are in the past simple.
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →