سؤال و منفی گذشته، داستانها، احساسات
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| did /dɪd/ |
فعل کمکی گذشته | Did you call her? آیا به او زنگ زدی؟ |
| didn't /ˈdɪdnt/ |
نکرد (منفی گذشته) | I didn't sleep well. من خوب نخوابیدم. |
| first /fɜːst/ |
اول، ابتدا | First, I had breakfast. اول، صبحانه خوردم. |
| finally /ˈfaɪnəli/ |
در نهایت، بالاخره | Finally, I went home. در نهایت، به خانه رفتم. |
| happy /ˈhæpi/ |
خوشحال، شاد | I am happy now. من الان خوشحالم. |
| tired /ˈtaɪəd/ |
خسته | She is tired today. او امروز خسته است. |
| met /mɛt/ |
دید، ملاقات کرد (گذشته) | I met my friends. من دوستانم را دیدم. |
| weekend /ˌwiːkˈɛnd/ |
آخر هفته | I had a busy weekend. من یک آخر هفته پرکار داشتم. |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →