مرور: حال کامل، تجربهها و عادتها
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| have been to /hæv biːn tuː/ |
رفتهام به (تجربه) | I have been to the sea. به دریا رفتهام. |
| already /ɔːlˈrɛdi/ |
قبلاً | I have already planned it. قبلاً برنامهریزیاش کردهام. |
| never /ˈnɛvər/ |
هرگز | I have never been there. هرگز آنجا نرفتهام. |
| usually /ˈjuːʒuəli/ |
معمولاً | I usually travel in summer. معمولاً تابستان سفر میکنم. |
| planned /plænd/ |
برنامهریزیشده | I have planned the trip. سفر را برنامهریزی کردهام. |
| next trip /nɛkst trɪp/ |
سفر بعدی | My next trip is in July. سفر بعدیام در ژوئیه است. |
| should /ʃʊd/ |
باید (پیشنهاد) | You should go there. باید آنجا بروی. |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →