خانه: there is/are، have got، مشکلات، have to
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| there is /ðeər ɪz/ |
وجود دارد (مفرد) | There is a chair here. یک صندلی اینجا هست. |
| there are /ðeər ɑː/ |
وجود دارند (جمع) | There are two windows. دو پنجره هست. |
| have got /həv ɡɒt/ |
داشتن | I have got a garden. یک باغچه دارم. |
| have to /hæv tə/ |
باید (مجبور بودن) | I have to tidy up. باید مرتب کنم. |
| landlord /ˈlændlɔːd/ |
صاحبخانه | The landlord is helpful. صاحبخانه کمککننده است. |
| bright /braɪt/ |
روشن | The kitchen is bright. آشپزخانه روشن است. |
| next to /nekst tuː/ |
کنارِ | The shelf is next to the door. قفسه کنار در است. |
| rubbish /ˈrʌbɪʃ/ |
زباله | I take out the rubbish. زباله را بیرون میبرم. |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →