هنر/فرهنگ، بیرون رفتن، جشنها، تجربهها
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| art /ɑːt/ |
هنر | I love art. عاشق هنر هستم. |
| museum /mjuˈziːəm/ |
موزه | We visit the museum. به موزه میرویم. |
| concert /ˈkɒnsət/ |
کنسرت | Let's go to a concert. بیا به یک کنسرت برویم. |
| ticket /ˈtɪkɪt/ |
بلیت | I booked two tickets. دو بلیت رزرو کردم. |
| festival /ˈfestɪvl/ |
جشن، جشنواره | There is a festival in spring. در بهار یک جشن هست. |
| celebrate /ˈselɪbreɪt/ |
جشن گرفتن | We celebrate Nowruz. نوروز را جشن میگیریم. |
| experience /ɪkˈspɪəriəns/ |
تجربه | It was a great experience. تجربهٔ عالیای بود. |
| ever /ˈevə/ |
تا حالا، هرگز | Have you ever been there? تا حالا آنجا رفتهای؟ |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →