یک گفتوگوی یکپارچهٔ روزمره و کاری
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| colleague /ˈkɒliːɡ/ |
همکار | She is a good colleague. او همکار خوبی است. |
| report /rɪˈpɔːt/ |
گزارش | I wrote a report. یک گزارش نوشتم. |
| weekend /ˌwiːkˈend/ |
آخر هفته | How was your weekend? آخر هفتهات چطور بود؟ |
| almost /ˈɔːlməʊst/ |
تقریباً | I'm almost done. تقریباً تمام کردهام. |
| check /tʃek/ |
بررسی کردن | Can you check this? میتوانی این را بررسی کنی؟ |
| free /friː/ |
بیکار، آزاد | Are you free now? الان وقت داری؟ |
| café /ˈkæfeɪ/ |
کافه | Let's go to a café. بیا به یک کافه برویم. |
| by the way /baɪ ðə weɪ/ |
راستی، در ضمن | By the way, I called you. راستی، بهت زنگ زدم. |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →