شرط صفر، whose/where/why، کلمات ربط، پیونددهندههای روایی
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| if /ɪf/ |
اگر | If you heat water, it boils. اگر آب را گرم کنی، میجوشد. |
| whose /huːz/ |
که ... ـِ او | the boy whose bike is new پسری که دوچرخهاش نو است |
| because /bɪˈkɒz/ |
چون | I smiled because I was happy. لبخند زدم چون خوشحال بودم. |
| although /ɔːlˈðəʊ/ |
با اینکه | Although it was late, we talked. با اینکه دیر بود، صحبت کردیم. |
| first /fɜːst/ |
اول | First, we made a plan. اول، یک برنامه ریختیم. |
| finally /ˈfaɪnəli/ |
بالاخره | Finally, we won the game. بالاخره بازی را بردیم. |
| where /weə/ |
که در آنجا | the town where I was born شهری که در آن به دنیا آمدم |
| so /səʊ/ |
پس | It was hot, so I opened the window. گرم بود، پس پنجره را باز کردم. |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →