زمانهای روایی، شکلهای آینده، آیندهٔ استمراری، جملههای زمان
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| luckily /ˈlʌkɪli/ |
خوشبختانه | Luckily, the rain stopped. خوشبختانه، باران بند آمد. |
| area /ˈeəriə/ |
منطقه، ناحیه | This area is very beautiful. این منطقه خیلی زیباست. |
| save /seɪv/ |
پسانداز کردن | I'm saving money for a trip. دارم برای یک سفر پول پسانداز میکنم. |
| book /bʊk/ |
رزرو کردن | I'll book the hotel tomorrow. فردا هتل را رزرو میکنم. |
| mechanic /mɪˈkænɪk/ |
مکانیک | The mechanic fixed the engine. مکانیک موتور را تعمیر کرد. |
| trip /trɪp/ |
سفر | We're planning a long trip. داریم یک سفر طولانی برنامهریزی میکنیم. |
| enough /ɪˈnʌf/ |
کافی، بهاندازهٔ کافی | I don't have enough time. وقت کافی ندارم. |
| again /əˈɡen/ |
دوباره | I'd love to go there again. دوست دارم دوباره به آنجا بروم. |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →