جرم، عدالت، گزارش رویدادها و قوانین
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| crime /kraɪm/ |
جرم، جنایت | The crime shocked the town. این جرم شهر را شوکه کرد. |
| court /kɔːt/ |
دادگاه | The man went to court. مرد به دادگاه رفت. |
| guilty /ˈɡɪlti/ |
گناهکار | He was found guilty. او گناهکار شناخته شد. |
| witness /ˈwɪtnəs/ |
شاهد | The witness gave evidence. شاهد شهادت داد. |
| law /lɔː/ |
قانون | We must obey the law. باید از قانون پیروی کنیم. |
| right /raɪt/ |
حق | Everyone has rights. همه حقوقی دارند. |
| report /rɪˈpɔːt/ |
گزارش دادن | She reported the theft. او سرقت را گزارش داد. |
| allow /əˈlaʊ/ |
اجازه دادن | They don't allow smoking here. اینجا اجازهٔ سیگار کشیدن نمیدهند. |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →