🦜زبان‌بازیZabanbazi
همهٔ درس‌ها › انگلیسی › B1 › درس 112

روابط و خانوادهRelationships & Family

واژگان خانواده و روابط نزدیک

انگلیسی سطح B1 درس 112 28 دقیقه 8 واژه

واژگان این درس

انگلیسیفارسیمثال
relationship
/rɪˈleɪʃnʃɪp/
رابطه They have a strong relationship.
آن‌ها رابطهٔ محکمی دارند.
relative
/ˈrelətɪv/
خویشاوند، فامیل All my relatives came.
همهٔ اقوامم آمدند.
sibling
/ˈsɪblɪŋ/
خواهر یا برادر Do you have any siblings?
خواهر یا برادری داری؟
get on with
/ɡet ɒn wɪð/
با کسی کنار آمدن I get on with my brother.
با برادرم خوب کنار می‌آیم.
close-knit
/ˌkləʊs ˈnɪt/
به‌هم‌پیوسته، صمیمی We are a close-knit family.
ما خانوادهٔ صمیمی‌ای هستیم.
rely on
/rɪˈlaɪ ɒn/
تکیه کردن به I rely on my family.
به خانواده‌ام تکیه می‌کنم.
in-laws
/ˈɪn lɔːz/
بستگان همسر (خانوادهٔ شوهر/زن) My in-laws are very kind.
خانوادهٔ همسرم خیلی مهربان‌اند.
bond
/bɒnd/
پیوند، علقه There is a strong bond between them.
پیوند محکمی بینشان هست.

گرامر: افعال عبارتی برای روابط

Phrasal verbs for relationships

روابط اغلب با افعال عبارتی توصیف می‌شوند: «get on with» (رابطهٔ خوب داشتن با)، «fall out with» (دعوا کردن و قطع رابطه)، «look up to» (تحسین کردن)، «rely on» (وابسته بودن به)، «make up» (دوباره آشتی کردن). معنی همیشه جمع کلمه‌ها نیست، پس آن‌ها را به‌صورت کامل یاد بگیر.

Relationships are often described with phrasal verbs: "get on with" (have a good relationship with), "fall out with" (argue and stop being friendly), "look up to" (admire), "rely on" (depend on), "make up" (become friends again). The meaning is not always the sum of the words, so learn them as whole units.

I get on well with my cousins.
با پسرعموهایم خوب کنار می‌آیم.
She looks up to her grandmother.
او مادربزرگش را تحسین می‌کند.
They fell out last year but made up.
پارسال دعوایشان شد ولی آشتی کردند.
تمرین‌های این درس در اپ است

پرسش‌های چهارگزینه‌ای، تمرین گفتار با تلفظ‌سنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.

شروع این درس →