واژگان دوستان و معاشرت
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| hang out /hæŋ aʊt/ |
وقت گذراندن، دور هم بودن | We hang out every weekend. هر آخر هفته دور هم هستیم. |
| catch up /kætʃ ʌp/ |
از هم خبر گرفتن، بهروز شدن | Let's catch up soon. بیا بهزودی از هم خبر بگیریم. |
| socialise /ˈsəʊʃəlaɪz/ |
معاشرت کردن | I like to socialise. دوست دارم معاشرت کنم. |
| mate /meɪt/ |
رفیق (انگلیسی محاوره) | He is an old mate. او یک رفیق قدیمی است. |
| get-together /ˈɡet təˌɡeðə/ |
دورهمی | We had a small get-together. یک دورهمی کوچک داشتیم. |
| acquaintance /əˈkweɪntəns/ |
آشنا (نه دوست نزدیک) | He is just an acquaintance. او فقط یک آشناست. |
| stay in touch /steɪ ɪn tʌtʃ/ |
در ارتباط ماندن | Let's stay in touch. بیا در ارتباط بمانیم. |
| loyal /ˈlɔɪəl/ |
وفادار | She is a loyal friend. او دوست وفاداری است. |
Phrasal verbs for socialising
زندگی اجتماعی اغلب از افعال عبارتی استفاده میکند: «hang out» (با هم وقت گذراندن)، «catch up» (خبرهای تازه را رد و بدل کردن)، «drop by/in» (سرزدنِ کوتاه)، «get together» (دور هم جمع شدن)، «ask out» (به قرار دعوت کردن). بعضی مفعول میگیرند («I caught up with her»)؛ حرف اضافهای را که بعد از هرکدام میآید یاد بگیر.
Social life often uses phrasal verbs: "hang out" (spend free time together), "catch up" (share recent news), "drop by/in" (visit briefly), "get together" (meet socially), "ask out" (invite on a date). Some take an object ("I caught up with her"); learn the preposition that follows each one.
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →