صحبت دربارهٔ امیدهای آینده؛ I wish
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| ambition /æmˈbɪʃn/ |
آرزو، جاهطلبی | Her ambition is to become a doctor. آرزوی او این است که پزشک شود. |
| achieve /əˈtʃiːv/ |
به دست آوردن، رسیدن به | You can achieve your goals. میتوانی به اهدافت برسی. |
| dream /driːm/ |
رؤیا، آرزو | Follow your dream. رؤیایت را دنبال کن. |
| hope /həʊp/ |
امید داشتن | I hope to travel the world. امیدوارم دنیا را بگردم. |
| aim /eɪm/ |
هدف، قصد داشتن | My aim is to learn three languages. هدف من یادگیری سه زبان است. |
| wish /wɪʃ/ |
آرزو کردن (کاش) | I wish I were taller. کاش قدبلندتر بودم. |
| scholarship /ˈskɒləʃɪp/ |
بورسیه | She won a scholarship. او یک بورسیه گرفت. |
| determined /dɪˈtɜːmɪnd/ |
مصمم، باعزم | He is determined to succeed. او مصمم است که موفق شود. |
Future forms & "I wish"
برای صحبت دربارهٔ امیدهای آینده از «will» (پیشبینی/قول)، «be going to» (برنامه/قصد) و «hope/plan to + فعل» استفاده کن. «I wish + گذشتهٔ ساده» برای بیان حسرتی دربارهٔ حال است: «I wish I had more time» (یعنی الان وقت ندارم).
To talk about future hopes use "will" (predictions/promises), "be going to" (plans/intentions), and "hope/plan to + verb". Use "I wish + past simple" to express a regret about the present: "I wish I had more time" (= I do not have time now).
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →