🦜زبان‌بازیZabanbazi
همهٔ درس‌ها › انگلیسی › B1 › درس 137

داستان‌ها و داستان‌گوییStories & Storytelling

تعریف داستان با زمان‌های روایی

انگلیسی سطح B1 درس 137 29 دقیقه 8 واژه

واژگان این درس

انگلیسیفارسیمثال
happen
/ˈhæpən/
اتفاق افتادن What happened next?
بعد چه اتفاقی افتاد؟
suddenly
/ˈsʌdənli/
ناگهان Suddenly, the door opened.
ناگهان، در باز شد.
while
/waɪl/
در حالی که He called while I was cooking.
در حالی که آشپزی می‌کردم زنگ زد.
realise
/ˈrɪəlaɪz/
متوجه شدن I realised my mistake.
متوجه اشتباهم شدم.
event
/ɪˈvent/
رویداد It was a strange event.
رویداد عجیبی بود.
remember
/rɪˈmembə/
به یاد آوردن I remember that day well.
آن روز را خوب به یاد می‌آورم.
beginning
/bɪˈɡɪnɪŋ/
آغاز، شروع At the beginning, I was scared.
در آغاز، ترسیده بودم.
ending
/ˈendɪŋ/
پایان The story had a happy ending.
داستان پایان خوشی داشت.

گرامر: زمان‌های روایی (گذشتهٔ ساده، استمراری و کامل)

Narrative tenses (past simple, past continuous, past perfect)

هنگام تعریف داستان، از گذشتهٔ ساده برای رویدادهای اصلی («I found a wallet»)، از گذشتهٔ استمراری برای کارهای در حال انجامِ پس‌زمینه («while I was walking»)، و از گذشتهٔ کامل برای چیزی که زودتر اتفاق افتاده («someone had already left») استفاده کن.

When telling a story, use the past simple for main events ("I found a wallet"), the past continuous for background actions in progress ("while I was walking"), and the past perfect for something that happened earlier ("someone had already left").

While I was walking home, I found a wallet.
در حالی که به خانه می‌رفتم، یک کیف پول پیدا کردم.
When I arrived, the film had already started.
وقتی رسیدم، فیلم قبلاً شروع شده بود.
She was reading when the phone rang.
داشت می‌خواند که تلفن زنگ خورد.
تمرین‌های این درس در اپ است

پرسش‌های چهارگزینه‌ای، تمرین گفتار با تلفظ‌سنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.

شروع این درس →