غذا، آشپزی، رستوران و رژیم غذایی
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| flavour /ˈfleɪvə/ |
طعم، مزه | The dish has a rich flavour. غذا طعم غنی دارد. |
| ingredient /ɪnˈɡriːdiənt/ |
ماده، مواد اولیه | Buy fresh ingredients. مواد اولیهٔ تازه بخر. |
| fry /fraɪ/ |
سرخ کردن | Fry the onions slowly. پیازها را آرام سرخ کن. |
| order /ˈɔːdə/ |
سفارش دادن | I want to order a salad. میخواهم سالاد سفارش بدهم. |
| bill /bɪl/ |
صورتحساب | Can we have the bill? میشود صورتحساب را بیاورید؟ |
| healthy /ˈhelθi/ |
سالم | Eat a healthy breakfast. صبحانهٔ سالم بخور. |
| avoid /əˈvɔɪd/ |
پرهیز کردن | Avoid too much fat. از چربی زیاد پرهیز کن. |
| balanced /ˈbælənst/ |
متعادل | I try to eat balanced meals. سعی میکنم وعدههای متعادل بخورم. |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →