ورزشها، مسابقات، هواداران و عادتها
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| athlete /ˈæθliːt/ |
ورزشکار | She is a famous athlete. او یک ورزشکار مشهور است. |
| coach /kəʊtʃ/ |
مربی | The coach helps the players improve. مربی به بازیکنان کمک میکند بهتر شوند. |
| win /wɪn/ |
بردن | We hope to win the cup. امیدواریم جام را ببریم. |
| result /rɪˈzʌlt/ |
نتیجه | The result was a draw. نتیجه مساوی بود. |
| fan /fæn/ |
هوادار | The fans filled the stadium. هواداران ورزشگاه را پر کردند. |
| stadium /ˈsteɪdiəm/ |
ورزشگاه | We watched the game at the stadium. بازی را در ورزشگاه دیدیم. |
| enjoy /ɪnˈdʒɔɪ/ |
لذت بردن | I enjoy playing sport. از ورزش کردن لذت میبرم. |
| regularly /ˈreɡjələli/ |
بهطور منظم | He exercises regularly. او بهطور منظم ورزش میکند. |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →