شهر، حملونقل، مزایا و معایب، تغییر (۱۵۱ تا ۱۵۴)
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| crowded /ˈkraʊdɪd/ |
شلوغ، پرجمعیت | The streets were crowded. خیابانها شلوغ بودند. |
| commute /kəˈmjuːt/ |
رفتوآمد روزانه | I commute by metro. با مترو رفتوآمد میکنم. |
| advantage /ədˈvɑːntɪdʒ/ |
مزیت | A big advantage is the jobs. یک مزیت بزرگ، شغلهاست. |
| pollution /pəˈluːʃn/ |
آلودگی | Pollution is a serious issue. آلودگی مسئلهٔ جدیای است. |
| develop /dɪˈveləp/ |
توسعه دادن | The city has developed fast. شهر سریع توسعه یافته است. |
| convenient /kənˈviːniənt/ |
راحت، در دسترس | The shops are convenient. مغازهها در دسترساند. |
| neighbourhood /ˈneɪbəhʊd/ |
محله | I love my neighbourhood. محلهام را دوست دارم. |
| opportunity /ˌɒpəˈtjuːnəti/ |
فرصت | There are great opportunities. فرصتهای خوبی هست. |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →