جامعه، مسائل اجتماعی، داوطلبی و حس تعلق (۱۶۱ تا ۱۶۴)
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| community /kəˈmjuːnəti/ |
اجتماع | Our community is growing. اجتماع ما در حال رشد است. |
| poverty /ˈpɒvəti/ |
فقر | We want to end poverty. میخواهیم به فقر پایان دهیم. |
| volunteer /ˌvɒlənˈtɪə/ |
داوطلب شدن | I volunteer on weekends. آخر هفتهها داوطلبانه کار میکنم. |
| charity /ˈtʃærəti/ |
خیریه | We gave money to charity. به خیریه پول دادیم. |
| belonging /bɪˈlɒŋɪŋ/ |
حس تعلق | I feel a sense of belonging. حس تعلق دارم. |
| generous /ˈdʒenərəs/ |
سخاوتمند | They are very generous. آنها خیلی سخاوتمندند. |
| responsibility /rɪˌspɒnsəˈbɪləti/ |
مسئولیت | Helping is everyone's responsibility. کمک کردن مسئولیت همه است. |
| welcoming /ˈwelkəmɪŋ/ |
پذیرا، خونگرم | The group was welcoming. گروه پذیرا بود. |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →