سفر، تجربهها، برنامهها و سفرهای گذشته
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| adventure /ədˈventʃə/ |
ماجراجویی | I want a real adventure. یک ماجراجویی واقعی میخواهم. |
| destination /ˌdestɪˈneɪʃn/ |
مقصد | Choose a sunny destination. یک مقصد آفتابی انتخاب کن. |
| amazing /əˈmeɪzɪŋ/ |
شگفتانگیز | The place was amazing. آن مکان شگفتانگیز بود. |
| experience /ɪkˈspɪəriəns/ |
تجربه | It was a great experience. تجربهٔ عالیای بود. |
| book /bʊk/ |
رزرو کردن | I will book the flight. پرواز را رزرو میکنم. |
| holiday /ˈhɒlədeɪ/ |
تعطیلات | We had a long holiday. تعطیلات طولانیای داشتیم. |
| memorable /ˈmemərəbl/ |
بهیادماندنی | It was a memorable trip. سفر بهیادماندنیای بود. |
| journey /ˈdʒɜːni/ |
سفر، مسافرت | The journey was long but fun. سفر طولانی ولی سرگرمکننده بود. |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →