نقلقول جملات، سؤالات، افعال نقلقول، جملههای موصولی
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| report /rɪˈpɔːt/ |
نقل کردن، گزارش دادن | She reported the news. او خبر را گزارش داد. |
| ask /ɑːsk/ |
پرسیدن | He asked a question. او سؤالی پرسید. |
| advise /ədˈvaɪz/ |
توصیه کردن | I advise you to rest. به تو توصیه میکنم استراحت کنی. |
| offer /ˈɒfə/ |
پیشنهاد دادن | She offered to help. او پیشنهاد داد کمک کند. |
| whose /huːz/ |
که ... ـِ او | the man whose car is new مردی که ماشینش نو است |
| where /weə/ |
که در آنجا | the place where we met جایی که همدیگر را دیدیم |
| suggest /səˈdʒest/ |
پیشنهاد کردن | She suggested leaving early. او پیشنهاد کرد زود برویم. |
| book /bʊk/ |
رزرو کردن | I booked a table. یک میز رزرو کردم. |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →