تضاد، حروف ربط متن، علت/نتیجه، هدف/شرط
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| although /ɔːlˈðəʊ/ |
با اینکه، هرچند | Although it's far, I like it. با اینکه دور است، دوستش دارم. |
| despite /dɪˈspaɪt/ |
با وجودِ، علیرغمِ | Despite the cost, it's worth it. با وجود هزینه، ارزشش را دارد. |
| however /haʊˈevə/ |
با این حال، اما | It's good. However, it's small. خوب است. با این حال، کوچک است. |
| therefore /ˈðeəfɔː/ |
بنابراین، در نتیجه | It's risky; therefore, be careful. پرخطر است؛ بنابراین مراقب باش. |
| because of /bɪˈkɒz əv/ |
به خاطرِ، به علتِ | We stopped because of the snow. به خاطر برف توقف کردیم. |
| so that /ˈsəʊ ðət/ |
تا اینکه، برای اینکه | I saved so that I could travel. پول جمع کردم تا بتوانم سفر کنم. |
| unless /ənˈles/ |
مگر اینکه، اگر … نه | We won't go unless it stops raining. نمیرویم مگر اینکه باران بند بیاید. |
| afford /əˈfɔːd/ |
از پس هزینه برآمدن، توان مالی داشتن | I can't afford a new car. توان خرید ماشین نو را ندارم. |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →