کار، حرفهها، آرزوها و مشکلات (۶۱ تا ۶۴)
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| career /kəˈrɪə/ |
حرفه، مسیر شغلی | I want a long career here. یک حرفهٔ طولانی اینجا میخواهم. |
| experience /ɪkˈspɪəriəns/ |
تجربه، سابقه | She has a lot of experience. او سابقهٔ زیادی دارد. |
| interview /ˈɪntəvjuː/ |
مصاحبه | The interview went well. مصاحبه خوب پیش رفت. |
| ambition /æmˈbɪʃn/ |
آرزو، جاهطلبی | My ambition is to lead a team. آرزوی من رهبری یک تیم است. |
| promotion /prəˈməʊʃn/ |
ارتقا، ترفیع | He hopes to get a promotion. او امیدوار است ترفیع بگیرد. |
| workload /ˈwɜːkləʊd/ |
حجم کار | My workload is too heavy. حجم کارم خیلی سنگین است. |
| solution /səˈluːʃn/ |
راهحل | We found a good solution. یک راهحل خوب پیدا کردیم. |
| goal /ɡəʊl/ |
هدف | Set a clear goal for the year. برای امسال یک هدف روشن تعیین کن. |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →