مهارتهای یادگیری و امتحانها
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| revise /rɪˈvaɪz/ |
مرور کردن، دوره کردن | I revise my notes every evening. هر شب جزوههایم را مرور میکنم. |
| exam /ɪɡˈzæm/ |
امتحان | The exam was quite difficult. امتحان نسبتاً سخت بود. |
| practice /ˈpræktɪs/ |
تمرین | Practice makes perfect. تمرین انسان را کامل میکند. |
| concentrate /ˈkɒnsntreɪt/ |
تمرکز کردن | I cannot concentrate when it is noisy. وقتی سروصدا هست نمیتوانم تمرکز کنم. |
| note /nəʊt/ |
یادداشت، جزوه | I take notes in every class. در هر کلاس یادداشت برمیدارم. |
| advice /ədˈvaɪs/ |
نصیحت، توصیه | She gave me useful advice. او نصیحت مفیدی به من کرد. |
| break /breɪk/ |
استراحت، وقفه | Take a short break every hour. هر ساعت کمی استراحت کن. |
| pass /pɑːs/ |
قبول شدن | I hope to pass the exam. امیدوارم در امتحان قبول شوم. |
Reported speech & giving advice
در نقل قول آنچه کسی گفته را گزارش میکنیم و معمولاً زمان را یک پله عقب میبریم: «I am tired» میشود «She said that she was tired.» با شخص از «told» استفاده کن: «He told me that he was busy.» برای نصیحت از «should» یا «If I were you, I would…» استفاده کن.
In reported speech, we report what someone said, often moving the tense back: "I am tired" becomes "She said that she was tired." Use "told" with a person: "He told me that he was busy." To give advice, use "should" or "If I were you, I would…".
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →