پول، بانکداری، خرید و قیمتها
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| income /ˈɪnkʌm/ |
درآمد | Save part of your income. بخشی از درآمدت را پسانداز کن. |
| budget /ˈbʌdʒɪt/ |
بودجه | Stick to your budget. به بودجهات پایبند باش. |
| savings /ˈseɪvɪŋz/ |
پسانداز | My savings are growing. پساندازم در حال رشد است. |
| refund /ˈriːfʌnd/ |
بازپرداخت | I got a refund. بازپرداخت گرفتم. |
| faulty /ˈfɔːlti/ |
معیوب | The item was faulty. کالا معیوب بود. |
| discount /ˈdɪskaʊnt/ |
تخفیف | They offered a discount. تخفیف پیشنهاد دادند. |
| value for money /ˈvæljuː fə ˈmʌni/ |
صرفهٔ اقتصادی | Good value for money. صرفهٔ اقتصادی خوب. |
| expensive /ɪkˈspensɪv/ |
گران | It was too expensive. خیلی گران بود. |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →