سلامتی، پزشک، عادتهای سالم، ورزش (درسهای ۸۱ تا ۸۴)
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| fever /ˈfiːvə/ |
تب | I had a fever all night. تمام شب تب داشتم. |
| medicine /ˈmedsn/ |
دارو | Take your medicine after food. داروهایت را بعد از غذا بخور. |
| advice /ədˈvaɪs/ |
توصیه | She gave me good advice. او به من توصیه خوبی کرد. |
| diet /ˈdaɪət/ |
رژیم غذایی | I changed my diet this year. امسال رژیم غذاییام را تغییر دادم. |
| fit /fɪt/ |
سرحال، رو فرم | Running keeps me fit. دویدن مرا سرحال نگه میدارد. |
| exercise /ˈeksəsaɪz/ |
ورزش | Exercise is part of my routine. ورزش بخشی از روال من است. |
| recover /rɪˈkʌvə/ |
بهبود یافتن | I recovered after a week. بعد از یک هفته بهبود یافتم. |
| habit /ˈhæbɪt/ |
عادت | Exercise became a daily habit. ورزش به عادتی روزانه تبدیل شد. |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →