از مادربزرگ تا عموزاده
| کرهای | English | فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| 할머니 | grandmother | مادربزرگ هالمونی |
할머니예요. مادربزرگم است. |
| 할아버지 | grandfather | پدربزرگ هارابوجی |
할아버지예요. پدربزرگم است. |
| 부모님 | parents (honorific) | والدین (محترمانه) بومونیم |
부모님이에요. والدینم هستند. |
| 남동생 | younger brother | برادر کوچکتر نامدونگسِنگ |
남동생이에요. برادر کوچکم است. |
| 여동생 | younger sister | خواهر کوچکتر یودونگسِنگ |
여동생이에요. خواهر کوچکم است. |
| 이모 | aunt (mother’s side) | خاله ایمو |
이모예요. خالهام است. |
| 삼촌 | uncle | دایی/عمو سامچون |
삼촌이에요. دایی/عمویم است. |
| 사촌 | cousin | عموزاده/خالهزاده ساچون |
사촌이에요. عموزادهام است. |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →