بودن، داشتن، رفتن، خوردن…
| لهستانی | English | فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| być | to be | بودن بیچ |
Chcę być tu. میخواهم اینجا باشم. |
| mieć | to have | داشتن میِچ |
Mam kota. یک گربه دارم. |
| iść | to go (on foot) | رفتن (پیاده) ایشچ |
Idę do szkoły. به مدرسه میروم. |
| jeść | to eat | خوردن یِشچ |
Chcę jeść. میخواهم بخورم. |
| pić | to drink | نوشیدن پیچ |
Chcę pić. میخواهم بنوشم. |
| chcieć | to want | خواستن خْچیِچ |
Chcę wodę. آب میخواهم. |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →