غذا، بازار، سفر، هتل
| لهستانی | English | فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| jeść | to eat | خوردن یِشچ |
Jem zupę. سوپ میخورم. |
| targ | market | بازار تارگ |
Jestem na targu. در بازار هستم. |
| owoc | fruit | میوه اووُتس |
Lubię owoce. میوه را دوست دارم. |
| wakacje | holidays | تعطیلات واکاتسیه |
Mam wakacje. تعطیلات دارم. |
| pociąg | train | قطار پوچونگ |
Jadę pociągiem. با قطار میروم. |
| pokój | room | اتاق پوکوی |
Czy jest wolny pokój? اتاقِ خالی هست؟ |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →