فعلِ «mieć» (داشتن)
| لهستانی | English | فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| mieć | to have | داشتن میِچ |
Mieć czas. وقت داشتن. |
| mam | I have | دارم مام |
Mam czas. وقت دارم. |
| masz | you have | داری ماش |
Masz psa? سگ داری؟ |
| ma | (he/she/it) has | دارد ما |
On ma kota. او یک گربه دارد. |
| mamy | we have | داریم مامی |
Mamy dom. ما یک خانه داریم. |
| macie | you (pl) have | دارید ماچیه |
Macie czas? وقت دارید؟ |
| mają | they have | دارند مایون |
Oni mają dom. آنها یک خانه دارند. |
| czas | time | وقت، زمان چاس |
Mam czas. وقت دارم. |
The verb "to have" (present)
ja mam (دارم)، ty masz (داری)، on/ona/ono ma (دارد)، my mamy (داریم)، wy macie (دارید)، oni/one mają (دارند). «Mieć» یعنی داشتن.
ja mam, ty masz, on/ona/ono ma, my mamy, wy macie, oni/one mają. "Mieć" means "to possess".
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →