دوست دارم… و سرگرمیها
| لهستانی | English | فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| wolny czas | free time | اوقاتِ فراغت وولنی چاس |
Mam wolny czas. وقتِ آزاد دارم. |
| lubić | to like | دوست داشتن لوبیچ |
Lubię muzykę. موسیقی دوست دارم. |
| czytać | to read | خواندن چیتاچ |
Lubię czytać. خواندن را دوست دارم. |
| słuchać | to listen | گوش دادن سووخاچ |
Słucham muzyki. موسیقی گوش میدهم. |
| muzyka | music | موسیقی موزیکا |
Lubię muzykę. موسیقی دوست دارم. |
| grać | to play | بازی کردن گراچ |
Gram w piłkę. فوتبال بازی میکنم. |
| woleć | to prefer | ترجیح دادن ولِچ |
Wolę herbatę. چای را ترجیح میدهم. |
| hobby | hobby | سرگرمی هوبی |
Moje hobby to muzyka. سرگرمیام موسیقی است. |
lubić / woleć + infinitive
بعد از «lubię»، «wolę» مصدر میآید: lubię czytać، wolę grać. «Wolę» یعنی بیشتر دوست دارم/ترجیح میدهم. słuchać و grać مفعول میگیرند: słucham muzyki، gram w piłkę.
After "lubię", "wolę" use the infinitive: lubię czytać, wolę grać. "Wolę" = I prefer. Słuchać and grać take objects: słucham muzyki, gram w piłkę.
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →