بازی کردن / نواختن + دوست داشتن
| لهستانی | English | فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| hobby | hobby | سرگرمی خوبی |
Moje hobby to muzyka. سرگرمی من موسیقی است. |
| sport | sport | ورزش سپورت |
Lubię sport. ورزش را دوست دارم. |
| grać | to play | بازی کردن، نواختن گراچ |
Lubię grać. دوست دارم بازی کنم. |
| piłka nożna | football / soccer | فوتبال پیوکا نوژنا |
Gram w piłkę nożną. فوتبال بازی میکنم. |
| gitara | guitar | گیتار گیتارا |
Gram na gitarze. گیتار میزنم. |
| lubić | to like | دوست داشتن لوبیچ |
Lubię muzykę. موسیقی را دوست دارم. |
| pływać | to swim | شنا کردن پویواچ |
Lubię pływać. دوست دارم شنا کنم. |
| bardzo | very / a lot | خیلی باردزو |
Bardzo lubię sport. خیلی ورزش را دوست دارم. |
play a game / play an instrument
«Grać w» + بازی/ورزش: grać w piłkę. «Grać na» + ساز: grać na gitarze. «Lubić» + مصدر: Lubię czytać (دوست دارم بخوانم).
"Grać w" + a game/sport: grać w piłkę. "Grać na" + an instrument: grać na gitarze. "Lubić" + infinitive: Lubię czytać.
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →