🦜زبان‌بازیZabanbazi
همهٔ درس‌ها › لهستانی › A1 › درس 58

باید برومMuszę iść

فعل «musieć» + مصدر

لهستانی سطح A1 درس 58 16 دقیقه 8 واژه

واژگان این درس

لهستانیEnglishفارسیمثال
musieć must / to have to باید، مجبور بودن
موشیِچ
Muszę iść.
باید بروم.
muszę I must باید (من)
موشه
Muszę pracować.
باید کار کنم.
musisz you must باید (تو)
موشیش
Musisz spać.
باید بخوابی.
iść to go (on foot) رفتن (پیاده)
ایشچ
Muszę iść.
باید بروم.
uczyć się to study / learn درس خواندن، یاد گرفتن
اوچیچ شیه
Muszę się uczyć.
باید درس بخوانم.
już already / now دیگر، حالا
یوژ
Muszę już iść.
دیگر باید بروم.
wcześnie early زود
وْچِشنیه
Wstaję wcześnie.
زود بیدار می‌شوم.
późno late دیر
پوژنو
Jest późno.
دیر است.

گرامر: musieć + مصدر (ضرورت)

Must + infinitive (necessity)

«Musieć»: ja muszę، ty musisz، on/ona musi. بعد از «musieć» مصدر می‌آید: muszę iść، musisz spać. ضرورت را نشان می‌دهد.

"Musieć": ja muszę, ty musisz, on/ona musi. After "musieć" an infinitive: muszę iść, musisz spać. It expresses necessity.

Muszę iść.
باید بروم.
Musisz się uczyć.
باید درس بخوانی.
On musi pracować.
او باید کار کند.
تمرین‌های این درس در اپ است

پرسش‌های چهارگزینه‌ای، تمرین گفتار با تلفظ‌سنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.

شروع این درس →