یادآوریِ کودکی (زمان گذشته)
| لهستانی | English | فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| dzieciństwo | childhood | کودکی جیِچیینستفو |
Miłe dzieciństwo. کودکیِ خوش. |
| wspomnienie | a memory | خاطره فْسپومنیِنیه |
Mam miłe wspomnienia. خاطرات خوبی دارم. |
| dziecko | child | بچه، کودک جیِتسکو |
Jako dziecko byłem nieśmiały. بچه که بودم خجالتی بودم. |
| bawić się | to play (have fun) | بازی کردن باویچ شیه |
Dzieci bawią się w parku. بچهها در پارک بازی میکنند. |
| pamiętać | to remember | به یاد داشتن پامیِنتاچ |
Pamiętam ten dzień. آن روز را به یاد دارم. |
| kiedy | when | وقتی، کِی کیِدی |
Kiedy byłem mały… وقتی کوچک بودم… |
| często | often | اغلب، اکثراً چِنستو |
Często grałem w piłkę. اغلب فوتبال بازی میکردم. |
| wieś | village / countryside | روستا، ده ویِش |
Mieszkałam na wsi. در روستا زندگی میکردم. |
Imperfective past (childhood habits)
برای عادتها و کارهای تکراریِ گذشته از گذشتهٔ ناتمام استفاده میکنیم: «mieszkałem/mieszkałam» (زندگی میکردم)، «bawiłem/bawiłam się» (بازی میکردم)، «czytałem/czytałam» (میخواندم). جنسیت پایانه را عوض میکند: -em (مرد)، -am (زن). اغلب با «często، zawsze، kiedy».
For habits and repeated past actions use the imperfective past: "mieszkałem/mieszkałam" (I lived), "bawiłem/bawiłam się" (I played), "czytałem/czytałam" (I read). Gender changes the ending: -em (male), -am (female). Often with "często, zawsze, kiedy".
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →