وجه فعل، حالتها، صفت تفضیلی، شرطی
| لهستانی | English | فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| aspekt | aspect (verb) | وجه فعل آسپِکت |
Czytać i przeczytać — to aspekt. «czytać» و «przeczytać» — این وجه فعل است. |
| przeczytać | to read (completed) | خواندن (تمامشده) پشِچیتاچ |
Przeczytałem książkę. کلِ کتاب را خواندم. |
| będę | I will (be) | خواهم (بودن) بِنده |
Jutro będę się uczył. فردا درس خواهم خواند. |
| chciałbym | I would like (m) | دلم میخواهد (مذکر) خچاوْبیم |
Chciałbym kawę. یک قهوه میخواهم. |
| trudniejszy | harder / more difficult | سختتر ترودنیِیشی |
To jest trudniejsze. این سختتر است. |
| najważniejszy | the most important | مهمترین نایوْاژنیِیشی |
To najważniejszy dzień. این مهمترین روز است. |
| pomóc | to help (completed) | کمک کردن پوموتس |
Pomogę ci. کمکت میکنم. |
| jeśli | if | اگر یِشلی |
Jeśli chcesz, pomogę. اگر بخواهی، کمک میکنم. |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →