«się» انعکاسی، نقل قول و سؤال نقلقولی
| لهستانی | English | فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| uczyć się | to study / learn | یاد گرفتن اوچیچ شیه |
Uczę się polskiego. لهستانی یاد میگیرم. |
| czuć się | to feel | احساس کردن چوچ شیه |
Czuję się dobrze. حالم خوب است. |
| mówi się | one says / it is said | گفته میشود موویْ شیه |
Tak się mówi. اینطور گفته میشود. |
| że | that | که ژه |
Wiem, że tak. میدانم که همینطور است. |
| czy | whether / if | آیا چی |
Nie wiem, czy przyjdzie. نمیدانم میآید یا نه. |
| zapytać | to ask | پرسیدن زاپیتاچ |
Chcę zapytać. میخواهم بپرسم. |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →