تضاد و نتیجه
| لهستانی | English | فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| chociaż | although / even though | اگرچه، با اینکه خوچاژ |
Chociaż pada, idę. با اینکه باران میبارد، میروم. |
| więc | so / therefore | پس، بنابراین ویِنتس |
Jest późno, więc idę spać. دیر است، پس میروم بخوابم. |
| dlatego | therefore / that’s why | به همین دلیل، بنابراین دلاتِگو |
Jestem chory, dlatego nie idę. مریضم، به همین دلیل نمیروم. |
| ale | but | اما، ولی آله |
Chcę, ale nie mogę. میخواهم، اما نمیتوانم. |
| spacer | a walk | پیادهروی، قدم زدن اسپاتسِر |
Idę na spacer. میروم پیادهروی. |
| parasol | umbrella | چتر پاراسول |
Weź parasol. چتر بردار. |
| śpieszyć się | to hurry | عجله داشتن شپیِشیچ شیه |
Śpieszę się. عجله دارم. |
| późno | late | دیر پوژنو |
Jest już późno. دیگر دیر شده. |
Contrast & result: chociaż / więc / dlatego
«chociaż» تضاد را نشان میدهد (= با اینکه). «więc» و «dlatego» نتیجه را نشان میدهند (= پس / بنابراین). «chociaż» میتواند آغازگر جمله باشد؛ «więc» و «dlatego» نتیجه را به علت وصل میکنند.
"Chociaż" shows contrast (= even though). "Więc" and "dlatego" show result (= so / therefore). "Chociaż" can start a sentence; "więc" and "dlatego" link a result to a cause.
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →