تلفن، کامپیوتر، رسانه، ارتباطات
| لهستانی | English | فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| zasięg | signal / coverage | آنتن، پوشش زاشیِنگ |
Nie mam zasięgu. آنتن ندارم. |
| hasło | password | رمز عبور هاسوو |
Podaj mi hasło do wi-fi. رمز وایفای را به من بده. |
| polubić | to like (a post) | لایک کردن پولوبیچ |
Polubiłem twój post. پستت را لایک کردم. |
| oglądać | to watch | تماشا کردن اوگلوندَچ |
Oglądam wiadomości. اخبار میبینم. |
| wysłać | to send | فرستادن ویسواچ |
Wysłałem ci e-maila. برایت ایمیل فرستادم. |
| zajęty | busy | مشغول، سرشلوغ زایِنتی |
Byłem zajęty. سرم شلوغ بود. |
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →