گفتوگو دربارهٔ ژانرهای موسیقی و سلیقههای گوناگون
| لهستانی | English | فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| gatunek | genre | ژانر، گونه گاتونِک |
Jaki gatunek muzyki lubisz najbardziej? کدام ژانرِ موسیقی را بیشتر دوست داری؟ |
| melodia | melody | ملودی، آهنگ مِلودیا |
Ta melodia chodzi mi po głowie. این ملودی از سرم بیرون نمیرود. |
| rytm | rhythm | ریتم، ضربآهنگ ریتم |
Trudno usiedzieć przy takim rytmie. با چنین ریتمی بهسختی میشود آرام نشست. |
| wykonawca | performer | اجراکننده، هنرمند ویکوناوتسا |
Mój ulubiony wykonawca daje jutro koncert. هنرمندِ محبوبم فردا کنسرت دارد. |
| przebój | hit song | ترانهٔ پرطرفدار، هیت پشِبووی |
Ta piosenka to prawdziwy przebój. این ترانه یک هیتِ واقعی است. |
| gust | taste | سلیقه، ذوق گوست |
Mamy zupełnie inny gust muzyczny. سلیقهٔ موسیقاییِ کاملاً متفاوتی داریم. |
| brzmienie | sound / timbre | طنین، صدا بژمیِنیه |
Uwielbiam brzmienie gitary akustycznej. طنینِ گیتار آکوستیک را میپرستم. |
| nastrój | mood | حالوهوا، خلقوخو ناسترووی |
Ta muzyka tworzy wyjątkowy nastrój. این موسیقی حالوهوای ویژهای میسازد. |
Verbal nouns (-nie, -cie)
اسمِ مصدر را از فعل میسازیم، معمولاً با پایانهٔ -nie یا -cie: słuchać → słuchanie (گوش دادن)، grać → granie (نواختن). خنثیاند و صرف میشوند: lubię słuchanie muzyki (مفعولی). به ما اجازه میدهند از یک کنش مانندِ یک چیز سخن بگوییم: «Granie na gitarze to moja pasja».
A verbal noun is formed from a verb, usually with -nie or -cie: słuchać → słuchanie (listening), grać → granie (playing), czuć → czucie (feeling). They are neuter and decline: lubię słuchanie muzyki (accusative), dzięki słuchaniu (dative). They let us speak of an action as a thing: „Granie na gitarze to moja pasja” (Playing the guitar is my passion).
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →