🦜زبان‌بازیZabanbazi
همهٔ درس‌ها › لهستانی › C1 › درس 1

به C1 خوش آمدی: وجه وصفیِ هم‌زمانWitaj w C1: imiesłów współczesny

فشرده‌کردنِ جمله‌ها با وجهِ وصفیِ ‎-ąc

لهستانی سطح C1 درس 1 18 دقیقه 8 واژه

واژگان این درس

لهستانیEnglishفارسیمثال
imiesłów participle وجهِ وصفی
ایمیه‌سووُف
Imiesłów skraca zdanie złożone.
وجهِ وصفی جملهٔ مرکب را کوتاه می‌کند.
zwięzły concise موجز، فشرده
زویه‌زوی
Styl naukowy powinien być zwięzły.
سبکِ علمی باید موجز باشد.
podmiot subject (grammatical) فاعل (دستوری)
پودمیوت
Podmiot zdania nadrzędnego musi się zgadzać.
فاعلِ جملهٔ اصلی باید مطابقت داشته باشد.
jednocześnie simultaneously هم‌زمان
یِدنوچِشنیه
Nie da się jednocześnie mówić i słuchać.
نمی‌شود هم‌زمان حرف زد و گوش داد.
unikać to avoid پرهیز کردن
اونیکاچ
Unikaj powtórzeń w jednym akapicie.
در یک بند از تکرار پرهیز کن.
nieustanny incessant / constant بی‌وقفه، پیوسته
نیه‌اوستان‌نی
Nieustanny hałas utrudniał pracę.
سروصدای بی‌وقفه کار را دشوار می‌کرد.
akapit paragraph بند، پاراگراف
آکاپیت
Każdy akapit ma jedną myśl przewodnią.
هر بند یک اندیشهٔ راهنما دارد.
biegle fluently روان، مسلط
بیه‌گله
Mówi biegle po polsku i po czesku.
لهستانی و چکی را روان صحبت می‌کند.

گرامر: وجهِ وصفیِ هم‌زمان (‎-ąc)

The contemporary adverbial participle (-ąc)

از فعلِ ناتمام (niedokonany) ساخته می‌شود: سومْ‌شخصِ جمعِ زمانِ حال، حذفِ «‎-ą» و افزودنِ «‎-ąc»: czytają ← czytając، idą ← idąc، piszą ← pisząc. کاری را نشان می‌دهد که هم‌زمان با جملهٔ اصلی رخ می‌دهد. قانونِ آهنینِ C1: فاعلِ هر دو کار باید یکی باشد — «Idąc do domu, spotkałem sąsiada» درست است، ولی «Idąc do domu, zaczęło padać» غلط است (باران به خانه نمی‌رود). این وجه هرگز صرف نمی‌شود.

Formed from an IMPERFECTIVE verb: take the 3rd person plural present, drop „-ą”, add „-ąc”: czytają → czytając, idą → idąc, piszą → pisząc. It expresses an action SIMULTANEOUS with the main clause. The iron C1 rule: both actions must share the SAME subject — „Idąc do domu, spotkałem sąsiada” (Walking home, I met the neighbour) is correct, but „Idąc do domu, zaczęło padać” is an error (the rain is not walking home). The participle never inflects.

Pisząc pracę, słuchał muzyki klasycznej.
در حالِ نوشتنِ پایان‌نامه، موسیقیِ کلاسیک گوش می‌داد.
Nie znając języka, trudno się porozumieć.
بدونِ دانستنِ زبان، ارتباط برقرار کردن سخت است.
Uśmiechając się, podała mi rękę.
در حالِ لبخند زدن، دستش را به من داد.
تمرین‌های این درس در اپ است

پرسش‌های چهارگزینه‌ای، تمرین گفتار با تلفظ‌سنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.

شروع این درس →