دیدن، شنیدن، گفتن، نوشتن، آمدن، برگشتن
| چینی | English | فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| 听 /tīng/ |
to listen / hear | گوش دادن / شنیدن تینگ |
我听音乐。 موسیقی گوش میدهم. |
| 来 /lái/ |
to come | آمدن لای |
请来我家。 لطفاً به خانهٔ ما بیا. |
| 回 /huí/ |
to return | برگشتن هوِی |
我回家。 به خانه برمیگردم. |
| 知道 /zhīdào/ |
to know (a fact) | دانستن (یک واقعیت) جِدائو |
我不知道。 نمیدانم. |
| 认识 /rènshi/ |
to know (a person) | شناختن (یک نفر) رِنشِ |
我认识他。 او را میشناسم. |
| 音乐 /yīnyuè/ |
music | موسیقی یینیوئه |
中国音乐很好听。 موسیقی چینی قشنگ است. |
| 但是 /dànshì/ |
but | ولی / اما دانشِ |
我想去,但是没时间。 میخواهم بروم، ولی وقت ندارم. |
| 时间 /shíjiān/ |
time | وقت / زمان شِجیِن |
我没有时间。 وقت ندارم. |
Two verbs for "to know"
知道 یعنی دانستن یک واقعیت یا اطلاعات: 我知道他的名字 یعنی «اسمش را میدانم». اما 认识 یعنی آشنا بودن با یک شخص، یک نویسه، یا یک مسیر: 我认识他 یعنی «او را میشناسم (همدیگر را دیدهایم)». گفتن 我知道他 غلط نیست ولی یعنی «اسمش به گوشم خورده». خوشبختانه فارسی هم دقیقاً همین تقسیم را با «دانستن» و «شناختن» دارد، پس این یکی راحت جا میافتد — برخلاف انگلیسی که هر دو را know میگوید.
知道 is knowing a FACT or piece of information: 我知道他的名字 "I know his name". 认识 is being acquainted with a person, a character, or a route: 我认识他 "I know him (we have met)". Saying 我知道他 is not wrong but means "I know OF him". Persian uses «دانستن» and «شناختن» the same way, so this one maps cleanly — unlike English, which overloads "know".
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →