گفتن علائم و شنیدن توصیهٔ پزشک
| چینی | English | فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| 医院 /yīyuàn/ |
hospital | بیمارستان اییوئِن |
我去医院。 به بیمارستان میروم. |
| 感冒 /gǎnmào/ |
to catch a cold | سرما خوردن گانمائو |
我感冒了。 سرما خوردهام. |
| 发烧 /fāshāo/ |
to have a fever | تب داشتن فاشائو |
他发烧了。 تب کرده. |
| 药 /yào/ |
medicine | دارو یائو |
吃药 دارو خوردن |
| 休息 /xiūxi/ |
to rest | استراحت کردن شیوشی |
你要多休息。 باید زیاد استراحت کنی. |
| 应该 /yīnggāi/ |
should / ought to | باید یینگگای |
你应该看医生。 باید پیش دکتر بروی. |
| 难受 /nánshòu/ |
to feel awful | حال بد داشتن نانشُو |
我很难受。 خیلی حالم بد است. |
| 好了 /hǎo le/ |
better / recovered | خوب شد هَائو لِه |
我好了。 خوب شدم. |
The other 了 — a change of state
با «了» به معنی «کار تمام شد» آشنا شدی. یک «了» دوم هم هست که تغییر وضعیت را نشان میدهد: 我感冒了 یعنی «سرما خوردهام» (قبلاً خوب بودم، الان نه)؛ 我好了 یعنی «خوب شدم»؛ 下雨了 یعنی «باران گرفت». اینجا هیچ کاری تمام نشده — یک حالت عوض شده است. فارسی این را با «شد» یا «دیگر» نشان میدهد، مثل «خوب شدم» یا «دیگر سرد شد».
You met 了 as "the action finished". There is a second 了 that marks a CHANGE: 我感冒了 "I have come down with a cold" (I was fine, now I am not); 我好了 "I am better now"; 下雨了 "it has started raining". Nothing was completed here — a state flipped. English often signals this with "now" or the present perfect; Persian with «شد» or «دیگر».
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →