有 = داشتن، و همچنین = وجود دارد
| چینی | English | فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| 有 /yǒu/ |
to have / there is | داشتن / وجود داشتن یُو |
我有时间。 وقت دارم. |
| 没有 /méiyǒu/ |
not have / there is not | نداشتن / وجود نداشتن مِی یُو |
我没有钱。 پول ندارم. |
| 孩子 /háizi/ |
child | بچه هایدْزِ |
他有两个孩子。 دو تا بچه دارد. |
| 问题 /wèntí/ |
question / problem | سؤال / مشکل وِنتی |
有问题吗? سؤالی هست؟ |
| 这里 /zhèlǐ/ |
here | اینجا جِلی |
这里有人。 اینجا کسی هست. |
| 那里 /nàlǐ/ |
there | آنجا نالی |
那里有商店。 آنجا یک مغازه هست. |
| 很多 /hěn duō/ |
a lot of | خیلی زیاد هِن دوُ |
有很多人。 آدم زیادی هست. |
| 空儿 /kòngr/ |
free time | وقت آزاد کونگار |
你有空儿吗? وقت داری؟ |
有 is the one verb that refuses 不
هر فعل دیگری برای منفی عمومی «不» میگیرد — 不去، 不吃، 不是. اما «有» تنها استثنای کل زبان است: منفیاش همیشه 没有 است و هرگز 不有 نمیشود. بهتر است آن را یک کلمهٔ واحد یاد بگیری: 没有. نکتهٔ دوم: برای «وجود داشتن»، اول مکان میآید و بعد 有 — 桌子上有书 یعنی «روی-میز هست کتاب»، و هرگز 有书在桌子上 گفته نمیشود. مکان همان «موضوع» جمله است و چینی همیشه موضوع را اول میگوید.
Every other verb takes 不 for a general negative — 不去, 不吃, 不是. 有 is the single exception in the whole language: its negative is ALWAYS 没有, never 不有. Learn it as one word: 没有. Second point: for existence, the place comes FIRST and 有 follows — 桌子上有书 "on-the-table there-is a-book", never 有书在桌子上. The place is the topic, and Chinese always states the topic first.
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →