سفارش دادن در رستوران
| چینی | English | فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| 吃 /chī/ |
to eat | خوردن چِ |
我吃米饭。 برنج میخورم. |
| 喝 /hē/ |
to drink | نوشیدن هِه |
我喝茶。 چای مینوشم. |
| 米饭 /mǐfàn/ |
cooked rice | برنج پخته میفان |
一碗米饭 یک کاسه برنج |
| 面条 /miàntiáo/ |
noodles | رشته / نودل میِنتیائو |
我喜欢吃面条。 نودل خوردن را دوست دارم. |
| 水 /shuǐ/ |
water | آب شوِی |
请给我水。 لطفاً به من آب بدهید. |
| 茶 /chá/ |
tea | چای چا |
中国茶很好喝。 چای چینی خیلی خوشمزه است. |
| 好吃 /hǎochī/ |
tasty (to eat) | خوشمزه (خوردنی) هَائوچِ |
很好吃! خیلی خوشمزه است! |
| 要 /yào/ |
to want / would like | خواستن یائو |
我要一杯茶。 یک فنجان چای میخواهم. |
Making adjectives with 好 + verb
کافی است 好 (خوب) را جلوی یک فعل بگذاری تا صفتِ «خوب برای فلان کار» بسازی: 好吃 یعنی «خوب برای خوردن» یعنی خوشمزه؛ 好喝 یعنی «خوب برای نوشیدن»؛ 好听 یعنی «خوب برای شنیدن» یعنی خوشصدا؛ 好看 یعنی «خوب برای دیدن» یعنی قشنگ. این الگوی کوچک، دایرهٔ واژگانت را یکشبه چند برابر میکند. یک نکته: چینی «خوشمزه» را بر اساس حس تقسیم میکند — غذا 好吃 است و نوشیدنی 好喝. این دو را با هم عوض نکن.
Put 好 (good) in front of a verb and you get "good to VERB": 好吃 good-to-eat = tasty, 好喝 good-to-drink = nice (of a drink), 好听 good-to-hear = pleasant-sounding, 好看 good-to-look-at = pretty. It is a small pattern that instantly multiplies your vocabulary. Note Chinese splits "tasty" by sense: food is 好吃, drinks are 好喝 — never mix them.
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →