گفتن اینکه چیزها و آدمها کجا هستند
| چینی | English | فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| 在 /zài/ |
to be at / in | بودن در دْزای |
我在家。 خانه هستم. |
| 哪里 /nǎlǐ/ |
where | کجا نالی |
你在哪里? کجایی؟ |
| 学校 /xuéxiào/ |
school | مدرسه شوِئهشیائو |
我去学校。 به مدرسه میروم. |
| 银行 /yínháng/ |
bank | بانک یینهانگ |
银行在哪里? بانک کجاست؟ |
| 商店 /shāngdiàn/ |
shop | مغازه شانگدیِن |
商店很大。 مغازه بزرگ است. |
| 旁边 /pángbiān/ |
next to | کنارِ پانگبیِن |
在学校旁边 کنار مدرسه |
| 里面 /lǐmiàn/ |
inside | داخلِ لیمیِن |
在房子里面 داخل خانه |
| 去 /qù/ |
to go | رفتن چو |
我去商店。 به مغازه میروم. |
在 for location, and why position words come last
چینی عبارت مکانی را برعکس فارسی میسازد. اول نقطهٔ مرجع میآید و کلمهٔ جایگاه آخر: 在学校旁边 لفظبهلفظ یعنی «در مدرسه کنار» یعنی «کنار مدرسه». همین قاعده برای 里面 (داخل)، 上面 (روی) و 下面 (زیر) هم هست. برای سؤال کردن کافی است کل آن عبارت را با 哪里 عوض کنی: 银行在哪里؟
Chinese builds a place phrase back-to-front compared with Persian. The reference point comes first, the position word LAST: 在学校旁边 is literally "at school next-to" = "next to the school". Same for 里面 inside, 上面 on top, 下面 under. To ask, just swap the whole phrase for 哪里: 银行在哪里?
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →