گفتن اینکه چیزی دارد تغییر میکند
| چینی | English | فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| 越来越 /yuè lái yuè/ |
more and more | هی … تر یوئه لای یوئه |
越来越好 هی بهتر |
| 越……越…… /yuè … yuè …/ |
the more … the more … | هرچه … ، … تر یوئه … یوئه … |
越学越好 هرچه بیشتر بخوانی بهتر |
| 变化 /biànhuà/ |
change | تغییر بیِنهوا |
很大的变化 تغییر بزرگ |
| 变 /biàn/ |
to change / become | تغییر کردن / شدن بیِن |
天气变了。 هوا عوض شد. |
| 生活 /shēnghuó/ |
life | زندگی شِنگهوُ |
生活越来越好。 زندگی هی بهتر میشود. |
| 城市 /chéngshì/ |
city | شهر چِنگشِ |
这个城市很大。 این شهر بزرگ است. |
| 发展 /fāzhǎn/ |
to develop | توسعه یافتن فاجان |
发展很快 سریع توسعه مییابد |
| 越多越好 /yuè duō yuè hǎo/ |
the more the better | هرچه بیشتر بهتر یوئه دوُ یوئه هَائو |
朋友越多越好。 هرچه دوست بیشتر، بهتر. |
Two patterns that look alike but are not
«越来越» یک صفت میگیرد و میگوید در طول زمان بیشتر میشود: 越来越冷 یعنی «هی سردتر» و 越来越好 یعنی «هی بهتر». معمولاً آخرش «了» میآید چون دارد از یک تغییر خبر میدهد. اما «越…越…» دو جایگاه میگیرد و آنها را به هم گره میزند: 越学越好 یعنی «هرچه بیشتر بخوانی بهتر» و 越多越好 یعنی «هرچه بیشتر بهتر». فارسی هر دو ایده را دارد — «هی سردتر میشود» و «هرچه بیشتر بخوانی بهتر» — پس کافی است شکل چینی را با همان شکل فارسی که در ذهنت داری تطبیق بدهی.
越来越 takes ONE adjective and says it increases over time: 越来越冷 "colder and colder", 越来越好. It usually ends with 了 because a change is being reported. 越…越… takes TWO slots and links them: 越学越好 "the more you study, the better", 越多越好 "the more the better". Persian has both ideas — «هی سردتر میشود» and «هرچه بیشتر بخوانی بهتر» — so match the Chinese shape to the Persian one you mean.
پرسشهای چهارگزینهای، تمرین گفتار با تلفظسنجی، و ضبط صدا و ویدیوی خودت برای مرور فردا.
شروع این درس →